بررسی متغیرهای تحقیق در پروپوزال و پایان ­نامه­ نویسی “

نیاز انسان به پژوهش در طول تاریخ همیشگی بوده است و موضوعی که بیش از هر امری در خور اهمیت است، آنست که پژوهش و تحقیقی توانایی پاسخگویی به ابهامات را دارد که بر اساس اصول و موازین صحیح علمی انجام پذیرد.

مؤسسه تزیازان با افتخار و تجربه، آماده ارائه مجموعه خدمات در زمینه مشاوره و آموزش انجام مطالعات نظری و فنی، طرح­های تحقیقاتی و داده­پردازی، طرح­های آماری، ارائه مشاوره و آموزش تحلیل آماری، مشاوره و راهنمایی در زمینه نگارش بخش­های آماری پایان نامه­ها، مقالات  و طرح­های پژوهشی و … به صورت خدمات آنلاین می­باشد. در این بخش به طرح مهمترین مباحث جمع­آوری و طبقه­بندی شده مربوط به روش تحقیق و تحلیل آماری در چندین سر فصل مهم و جامع برای پژوهشگران می­پردازیم. ­

 

برای درک بهتر موضوع، لازم است ابتدا به تعریف مفهوم متغیر و در نهایت بیان انواع متغیرهای تحقیق بپردازیم.

 

مفهوم : ابتدایی­ترین تعریف و یا برداشت­ ما از یک شیء یک عقیده، یک شخص و …. است. مفهوم، در واقع امر انتزاعی حاصل از موارد مشاهده است. مفاهیم معمولاً از یک یا دو واژه تشکیل شده که برای انتقال منظور استعمال می­شوند. هر مفهومی باید دو ویژگی داشته باشد:

 

لذا، مفهومی که می­سازیم باید از تمام جهات قابلیت کاربرد و استفاده داشته باشد.

 

 

متغیر: مفهومی است که دارای دو یا چند ارزش کمی یا کیفی است و دارای ویژگی تغییرپذیری. برخی از متغیرها دو ارزش کمی و کیفی را با هم دارا هستند.

متغیرهای مورد پژوهش را باید از فرضیه­ها استخراج نمود.

در سؤالات یا فرضیه­های تک متغیره، به دلیل مدنظر بودن یک خصوصیت در برآورد و مطرح­نبودن تأثیر و تأثرات، برای متغیرها طبقه­بندی خاصی وجود ندارد. اما در متغیرهای مستقل، وابسته، تعدی­کننده، کنترل و مداخله­گر را شناسایی کرده و آنها را از یکدیگر تفکیک نماید. در ذیل، به بررسی انواع متغیرها بر اساس نقشی که در تحقیق دارند، پرداخته می­شود.

انواع متغیرهای تحقیق در پروپوزال و پایان­نامه­نویسی موضوعی است که در این بخش درباره آن شرح خواهیم داد. متغیرهای تحقیق در بخش­های مختلف پروپوزال و پایان­نامه­نویسی و تحلیل آماری، به کار محقق می­آید.

در اینجا برای درک بهتر موضوع، ابتدا به تعریف متغیر و در نهایت انواع متغیرهای تحقیق می­پردازیم:

1ـ چیزی که مقدار آن می تواند تغییر کند و قابلیت پذیرش ارزش­های عددی گوناگونی باشد، به عبارتی دیگر، واریانس (پراکندگی) داشته باشد.

2ـ هر چیز که وجود دارد یک متغیر محسوب می­گردد و ویژگی­های آن قابلیت مشاهده، کنترل است و پژوهشگر قدرت دخالت در آن را دارد.

3ـ هم­چنین متغیر می­تواند از یک فرد به فرد دیگر یا از یک مشاهده به مشاهده دیگر، مقدارهای گوناگونی را اختیار کند و اعداد و ارزش­هایی به آن نسبت داده شود.

به عنوان مثال؛ x نماد یک متغیر است. یعنی نمادی که قابلیت انتساب که  مقدارهای عددی به آن وجود دارد و این مقدارها در زمانهای گوناگون برای یک چیز یا یک شخص متفاوت می­باشد مانند نمره­های آزمون هوش یا نگرش.

 

 

دسته­بندی متغیرها بر اساس معیارهای گوناگون انجام می­شود. در برخی از این دسته­بندی­ها ،گاه به علت عدم امکان تفکیک دقیق انواع متغیرها از همدیگر، همپوشانی­هایی ایجاد می­شود. در ادامه به نمونه­هایی از متغیرها اشاره
می­شود:

الف )متغیر مستقل (Independent )

این متغیر یک ویژگی از محیط فیزیکی یا اجتماعی انتخاب یا دستکاری یا دخالت داده شده توسط پژوهشگر است تا مقدارهایی را بپذیرد که تاثیرش بر روی متغیر دیگر (وابسته) مشاهده شود. از دیدگاه برخی از صاحبنظران،  اصطلاح متغیر مستقل و وابسته، ویژه پژوهش­هایی است که هدف آنها بیان رابطه علت و معلولی میان متغیرها است. باور عمومی مبتنی بر این است که این متغیرها در حوزه­های غیرفیزیکی معنا ندارند و تغییر یک متغیر مستقل­، سبب بروز تغییرات قانونمندی در متغیر وابسته می­گردد. بنابراین در هر آزمایش تجربی­، متغیر مستقل­، همان محرک می­باشد که علت احتمالی یا فرضی برای همان متغیر وابسته است و می تواند معلول احتمالی در نظر گرفته شود. به طور مثال وقتی می­گوییم: (X) ، آنگاه (Y )،بین مقدمه (X ) و نتیجه (Y ) نوعی ارتباط شرطی برقرار ساخته­ایم.

 

ب)متغیر وابسته (Dependent )

هدف پژوهشگر در این متغیر، تشریح یا پیش­بینی میزان تغییرپذیری آن است و باید بررسی شود. با شناسایی و تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر، می­توان پاسخها یا راه حل­هایی را برای مسئله یافت. معمولاً پژوهشگران به تعیین­کردن مقدار و اندازه­گیری این متغیر علاقمند هستند. متغیرهای وابسته با وارد کردن، از میان برداشتن یا تغییر در کمیت و کیفیت متغیرهای مستقل ظاهر می­شوند. یا از بین می­روند یا تغییر می­کنند.

 

ج)متغیر تعدیل گر (Moderator )

این اصطلاح برای توصیف نوعی از متغیر مستقل که در واقع متغیر مستقل ثانوی است به کار می­رود و پژوهشگر نیاز دارد که تأثیر آن را در ارتباط با متغیر مستقل اصلی و متغیر وابسته بداند. بدین منظور متغیر تعدیل­گر جهت مشخص نمودن تأثیرگذاری این متغیر بر رابطه بین متغیر مستقل اصلی و وابسته انتخاب می­شود. پژوهشگر نیاز دارد رابطه بین متغیر مستقل X و متغیر مورد مشاهده Y  را بررسی کند و از طرفی از ماهیت رابطه گاه اثر متغیر مستقل و متغیر وابسته مشروط به متغیر دیگری مطلع شود که در این صورت متغیر سوم در واقع نقش تعدیل­گری را ایفا خواهد کرد.

 

د)متغیر مداخله گر (Intervening )

این متغیر جهت نشان­دادن فرایندهای ذهنی (درونی )که به طور مستقیم مشاهده نمی­شوند،  Xو  Y به وسیله متغیر سومی مانند Z (تعدیل­گر­) تغییر می­کند. می­توان این متغیر Z را در تجزیه و تحلیل نهایی خود به عنوان یک متغیر تعدیل­گر به حساب آورد. نقش متغیر تعدیل­گر در پژوهش شبیه نقش کاتالیزور در شیمی است که بدون دخالت مستقیم در واکنش تعیین می­کندکه واکنش شیمیایی چگونه پیش برود. به سخنی دیگر متغیر سومی است که دارای تأثیری قوی در رابطه بین متغیر مستقل و متغیر وابسته است و رابطه مورد انتظار اصلی اولیه بین متغیرهای مستقل و وابسته را تغییر میدهد و تنها در ذهن وجود داشته و قابلیت دیدن، شنیدن و لمس کردن ندارند. پژوهشگران به این متغیر جهت آگاهی از تأثیر متغیر مستقل بر متغیر وابسته مورد نظر توجه دارند. می­توان تأثیر متغیرهای مداخله­گر را بوسیله کنش پدیده­ها درک و کنترل کرد، لذا به این نوع تاثیرگذاری به دلیل آن که بر اعتبار درونی و بیرونی پژوهش اثر می­گذارد باید در تحلیل نهایی پژوهش اشاره شود.

 

هـ) متغیر کنترل Control  مداخله گر مهار شده

در یک پژوهش نمی توان همزمان اثر تمام متغیرها را بر یکدیگر بررسی کرد، بنابراین پژوهشگر اثر پاره ای از متغیرهایی را که در رابطه متغیرهای مستقل و وابسته مداخله می کنند کنترل یا خنثی می کند. این نوع متغیرها ،متغیر کنترل نامیده می شود.

تفاوت متغیرهای کنترل با تعدیل گر در آن است که اثرهای متغیرهای کنترل از میان می رود در حالی که اثر متغیرهای تعدیل گر بررسی می شود . باید توجه داشت که در بیان فرضیه ها ، اشاره ای  به متغیرهای کنترل نمی شود. لذا لازم است مشخص شود که متغیرهای کنترل چه بوده و اثر آنها چگونه حذف یا خنثی شده است. پژوهشگر باید فقط متغیرهایی را کنترل کند که بر یک متغیر یا بر هر دو متغیر تاثیر دارند یا این که می توانند بین دو متغیر نقش متغیر مداخله گر را بازی کند.

 

و)متغیر گسسته (مقوله ای (Categorical ) 

متغیرهایی هستند که فقط می توانند مقدارهای خاصی را در یک محدوده مشخص دارا باشند. این متغیرها ،اسمی و ترتیبی هستند. مانند :جنسیت (زن یا مرد بودن )

ز)متغیر پیوسته (Continuous )

متغیرهایی هستند که می توانند هر مقداری را دارا باشند و در سطح فاصله ای یا نسبی قابل اندازه گیری اند. مانند سن یا وزن ….

ی) متغیرهای دوارزشی و چندارزشی

متغیرها بر اساس تعداد ارزش­ها یا عددهایی که به آنها اختصاص داده می­شود، به دو دسته تقسیم می­شوند: الف) دوارزشی، ب) چند ارزشی.

متغیر دوارزشی به متغیری اطلاق می­شود که به آن فقط دو ارزش یا دو عدد نسبت داده می­شود، مانند جنس که دارای دو ارزش زن و مرد است و می­توان برای ثبت آنها از اعداد صفر و یک یا اعداد دیگری استفاده کرد. کرلینجر (1986) متغیر دوارزشی را دوبخشی نامیده است و چنین می­نویسد: «برخی از این متغیرها، دو بخشی واقعی هستند مانند زن و مرد، مرگ و حیات و شهری و روستایی که حضور یا عدم­حضور ویژگی موجب تقسیم­بندی آنها می­شود و برخی از آنها ممکن است دوبخشی ساختگی باشند». متغیر چندارزشی متغیری است که بیش از دو عدد یا دوارزش به آن اختصاص داده می­شود، مانند سطح تحصیل و هوش که دارای درجات مختلفی هستند و به هر یک از درجات آنها می­توان عدد یا ارزش معینی را اختصاص داد.

ح)متغیر کمی (Quantitative  )

متغیرهایی هستند که از نظر مقدار تفاوت دارند. مانند سن ،وزن ،

ط)متغیرهای کیفی (Quanlitative )

متغیرهایی هستند که دارای انواع (نه مقدار) گوناگون هستند. مانند: مفید، جذاب ،…….

 ع) متغیر تعدیل­کننده

متغیر تعدیل­کننده، متغیری است که بر رابطه متغیر مستقل و متغیر وابسته تأثیر اقتضایی دارد. یعنی، حضور متغیر سوم (متغیر تعدیل­کننده) رابطۀ مورد انتظار اصلی بین متغیرهای مستقل و وابسته، را تغییر می­دهد. این متغیر در مثال­های زیر روشن می­شود. فرض کنید پی برده شد که بین تعداد کتاب­هایی که کودکان 5 تا 6 ساله در منزل به آن دسترسی دارند و توانایی­های خواندن آنها نوعی رابطه وجود دارد. یعنی اگر کودکان 5 تا 6 ساله، تعداد زیادی کتاب در اختیارشان قرار گیرد، مهارت­ها و توانایی خواندن آنها بهبود خواهد یافت. چون کودکان برای خواندن کتاب­های بیشتر، فرصت­های بیشتری دارند (فعالیتی که در آن از جانب والدین کمک شده­اند) و بنابراین، بهتر می­خوانند. در نتیجه، اگر کودکان در منازلی که هیچ نوع کتابی وجود ندارد، پرورش داده شوند، فرصتی برای پرورش نحوۀ خواندن نخواهند داشت، و بنابراین مهارت­ها و توانایی­های خواندن در آنها کاملاً شکل نخواهد گرفت. از این رو، می­توان گفت که نوعی رابطه بین متغیر مستقل (تعداد کتاب­ها) و متغیر وابسته (توانایی­های خواندن) وجود دارد که در شکل زیر نشان داده شده است.

اگرچه این رابطه می­تواند به طور کلی برای همۀ کودکان صدق کند، با این وجود، سطح سواد والدین باعث می­شود که کودکان قبل از ورود به مدرسه خواندن را بیاموزند، از این رو وجود این پدیده، بر رابطه
فوق­الذکر تأثیر می­گذارد. در منازلی که والدین بی­سوادند، هر مقدار کتاب در منزل باشد به توسعه و تکامل مهارت­ها و تونایی­های کودکان کمک نخواهد کرد. میزان سواد والدین رابطه بین تعداد کتاب­ها و
توانایی­های خواندن را تعدیل می­کند. در موقعیت­های مختلف، رابطه بین تعداد کتاب­هایی که کودکان در منزل در اختیار دارند و توانایی­های کودکان 5 تا 6 ساله وابسته و متکی به سواد والدین است. این میزان تأثیرگذاری بر رابطۀ بین متغیر مستقل و وابسته می­تواند در شکل زیر نشان داده شود.

به مثابه مورد بالا، هرگاه رابطه بین متغیر مستقل و متغیر وابسته متکی به متغیر دیگری شود، می­گوییم متغیر سوم، نوعی اثر تعدیل­کننده روی رابطه متغیر مستقل و وابسته دارد. متغیری که رابطه را تعدیل می­کند به عنوان متغیر تعدیل­کننده مشهور است. در سناریو بالا، اثربخشی سازمانی متغیر وابسته است که به وسیلۀ نیروی کاری متنوع به طور مثبت تحت تأثیر قرار می­گیرد، که در واقع متغیر مستقل است. در عین حال، برای استفاده از نیروهای بالقوه، مدیران باید بدانند چگونه استعدادهای گروه­های مختلف را برای اثربخش ساختن امور، تشویق و هماهنگ سازند. اگر ندانند، هم­افزایی محقق نخواهد شد. به عبارت دیگر، بهره­برداری اثربخش از استعدادها، دیدگاه­های مختلف و توانایی­های حل مسئله برای افزایش اثربخشی سازمانی متکی و وابسته به مهارت مدیران در عمل کردن به عنوان، یک عامل تسریع­کننده است. این مهارت فنی مدیریتی به صورت متغیر تعدیل­کننده در می­آید. این روابط در شکل زیر نشان داده شده است.

متغیرهای رسته ای

متغیرهای رسته ای گروه هایی از یک نوع مشخص را نشان می دهند. گاهی اوقات متغیرهای رسته ای به عنوان عدد ثبت می گردند ولی اعداد نمایانگر دسته می باشند.

متغیرهای رسته ای به سه نوع دودویی، اسمی و ترتیبی تقسیم می گردند.

متغیرهای دودویی پاسخ های بله/خیر (مانند شیر/خط در پرتاب سکه و برد/باخت در فوتبال) را نشان می دهند.

متغیرهای اسمی گروه هایی که فاقد رتبه هستند یا ترتیبی بین آنها نیست (مانند اسامی خاص، رنگ، برند) را نشان می دهند.

متغیرهای ترتیبی گروه هایی که در یک ترتیب مشخص رتبه بندی می شوند (مانند خط پایان مسابقه و پاسخ های دارای امتیاز نظرسنجی) را نشان می دهند.

توجه داشته باشید که گاهی اوقات یک متغیر را می توان در بیش از یک نوع، قرار داد. اگر مقادیر به شکل عدد بیان شوند و نیازی نباشد که آنها را به عنوان متغیرهای گسسته ثبت کرد، یک متغیر ترتیبی را می توان به عنوان متغیر کمّی در نظر گرفت. برای مثال در نظرسنجی محصولات، رتبه بندی ستاره ها ترتیبی (1 تا 5 ستاره) می باشد ولی میانگین رتبه بندی ستاره ها کمّی می باشد.

ارتباط بین متغیرها

پژوهشگر باید متغیرهای پژوهش خود را عملیاتی کرده تا بتواند آنها را بررسی کند و از طرفی دیگر نیز در نهایت کار باید آنها را مفهومی سازد. تا بتواند نتیجه های حاصل از پژوهش را از جزء به کل تعمیم دهد. بر اساس شرحی که برای هر یک از متغیرها داده شد. در یک تحقیق تجربی ، متغیر مستقل ، متغیری فعال است. که پژوهشگر سعی می کند با تغییر و دستکاری ان ،اثرش را در متغیر وابسته مشاهده کند و اثر پاره ای از متغیرهای تعدیل گر را بررسی و اثرهای پاره ای دیگر را حذف یا خنثی و کنترل کند. متغیر  مداخله گر همواره زیر نفوذ و تاثیر متغیرهای مستقل ،تعدیل گر و کنترل قرار گرفته و به نوبه خود در متغیر وابسته اثر می گذارد. متغیرهای مستقل ،تعدیل گر و کنترل ،نشان دهنده علت ها هستند. از میان این سه متغیر فقط متغیرهای مستقل و تعدیل گر مورد بررسی قرار می گیرند. و متغیرهای کنترل حذف یا خنثی می شوند.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *